سفارش تبلیغ
صبا ویژن
حدیث

آگاهترین مردم به خود، بیمناکترین آنها از پروردگارش است [امام علی علیه السلام]

وبلاگ رضویّون


آخرین عناوین:
رفقا در فضای مجازی
وب سایت مذهبی، فرهنگی، آموزشی میثاق
عشق مشعلدار
حقوق جزا و جرم شناسی
رایة الهدی
دارالقرآن الکریم فولادشهر
خوشتر از نقش تو در عالم تصویر نبود
پاسخ به پرسشهای رایانه ای


کانون دانش آموختگان دانشکده تربیت مدرس قرآن مشهددرباره ماتماس با ماخبرخوانپیام رسانعناوین وبلاگصفحه اصلی

از کربلا تا تپه ی نور الشهدا

شب نیمه ی شعبان رو قرار شد روی تپه ی نور الشهدا بگذرونیم، تپه ای در شمالی ترین نقاط تهران که افتخار وجود 7 شهید گمنام رو روی قلّه اش نقاشی کرده. ساعت حدود 22 رو نشون میداد که از راه خاکی به سمت تپه به راه افتادیم، من و 12 نفر دیگه از جمله مرد میانسال باصفایی که از مردان جبهه و جنگ هم بود و حالا با ما هم مسیر شده بود تا محل خدمت دیگه ای رو از اخلاص پر کنه. بچه ها آرام آرام راهی تاریک رو که با نور ماه شب چهاردهم روشن بود قدم می گذاشتن... لحظه ای که با خودم تنها شدم یادم اومد سال قبل همین موقع داشتم راهی که به کربلا ختم می شد رو گام می زدم، شباهت قشنگی بود بین دیروز و امروز؛
دیروز به سوی سیدِ شهدا و امروز به سوی شهدا،
دیروز به سوی حسین (ع) و امروز به سوی اصحاب الحسین،
دیروز به سوی کربلا و امروز به سوی کربلائیان،
کربلا!
کربلا!
کربلا!
ما را در خیل کربلائیان بپذیر...

پ. ن: این رو اضافه کن به این که قصد داشتم چهارشنبه شب بلیط بگیرم برای اراک اما نشد، و نیز این که تا ساعت 12 ظهر که پیامکش برام اومد اصلاً قصد احیای شب نیمه شعبان رو و اومدن به این منطقه رو نداشتم... و این که...
من نه خود می روم؛ او مرا می کشد...
یا مهدی


کلیدواژه ها: خداوند(13)| برگزیده(33)|
:: به تاریخ جمعه 91/4/16 ساعت 6:16 عصر

قطعه ای از پر پرواز کم است            یازده بار شمردیم یکی باز کم است

این همه آب که جاریست نه اقیانوس است           عرق شرم زمین است که سرباز کم است

  

 

از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش                زده ام فالی و فریادرسی می آید

ما دلشکستگانیم آقا نمی آیی....

ولادت عزیزترین عزیز عالم بر همگان مبارک

 


کلیدواژه ها: تبریک(16)|
:: به تاریخ سه شنبه 91/4/13 ساعت 10:15 عصر

مطمئنا شنیدید که هنگام ظهور امام زمان (روحی فداه) ایشان مخالفینی خواهند داشت که حتی عده ای از شیعیان
که قبل از ظهور دم از امام زمان می زدند، در مقابل فرزند زهرا ایستادگی می کنند.
(یقینا برای هر شیعه ای این مسئله مهم است که جز این گروه نباشد)

آنچه مهم است این مسئله است علت مخالفت این عده از شیعیان با امام زمان چیست؟؟؟؟

دو احتمال در این زمینه وجود دارد:    1- عدم شناخت امام زمان به جهت فراوانی مدعیان ظهور.

2- به جهت منافع دنیوی و عدم آمادگی  نفس آنها برای پذیرش حق در عین شناخت امام.

به نظر بنده اگر نظر اول درست باشد که آن گروه معفو هستند،  ولی با توجه به روایات هنگام ظهور همه مردم متوجه حقانیت ایشان می شوند چراکه روش و دینی که امام زمان خواهد آورد بسیار متفاوت به روش مدعیان است. همین قدر بگویم که با قدری مطالعه مدعیان امامت براحتی به بطلان آنها پی برده می شود........

اما نظر دوم قابل قبولتر به نظر می رسد چرا که با مطالعه زندگی ائمه اطهار علیهم السلام
به چیزی شبیه این نتیجه می رسیم.

برای مثال در واقعه عاشورا چه کسانی از قافله جا ماندند و امام را نصیحت می کردند که نرود و یا چه کسانی دوست داشتند حضور یابند به جهت آخرین دیدار با خانواده و........ دیر رسیدند و چه کسانی در مقابل اما ایستادند که آنها نیز چند دسته بودند.......

برای آنکه جز یاران واقعی حضرت باشیم ابتدائا نیازمند آمادگی نفس جهت پذیرش حق
و ارتباط بیشتر با امام زمان (او صدای مارا می شنود)  
و انس بیشتر با زندگی و احادیث معصومین علیهم السلام می باشد.

منتظر نظرات ارزشمند شما  در مورد مطالب مذکور هستم.....

اللهم عجل لولیک الفرج واجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه.    از ته دلت آمین بگو

 

 

 


کلیدواژه ها: انتظار(16)| یا مهدی(1)|
:: به تاریخ سه شنبه 91/4/13 ساعت 12:35 عصر

قابل توجه دوستانی که پیامکاشونو انقدر فشرده مینویسن که تا بازشون میکنی میشه دوتا!!! تو این پست 10 تا از حکمتای نهج البلاغه رو نوشتم، که ترجمه ی همشون با احتساب عبارت «امام علی ع» که خودش 10 کاراکتره، کمتر از یه پیامک میشه! (همونطور که میدونین هر یه پیامک فارسی حداکثر 70 کاراکتره):
أفضلُ الزهد إخفاءُ الزهد
برترین زهد، پنهان داشتن زهد است
أشرفُ الغِنى تَرکُ المُنى
بهترین بی نیازى، ترک آرزوهاست
قلوبُ الرجال وحشیةٌ فمن تَاَلَّفَها أقبَلَت علیه
دلهاى مردم گریزان است، به کسى روى آورند که خوشرویى کند (نترسید! این یکی میشه 64 کاراکتر)
المالُ مادةُ الشهوات
ثروت، ریشه شهوت‏هاست
من حَذَّرَک کَمن بَشَّرَک
آن که تو را هشدار میدهد، همانند کسى است که مژده ات میدهد
فَقدُ الأحِبَّةِ غُربة
از دست دادن دوستان غربت است
إضاعَةُ الفُرصَةِ غُصة
از دست دادن فرصت، اندوهبار است
اِستَنزِلوا الرزقَ بِالصدقة
روزى را با صدقه دادن فرود آورید
ما عالَ مَن اقتَصَد
آن که میانه روى کند تهیدست نخواهد شد
الناسُ أعداءُ ما جَهِلوا
مردم دشمن چیزهایى هستند که نمی دانند


:: به تاریخ دوشنبه 91/4/12 ساعت 11:20 عصر

بهره بردن از جوانی (امام خامنه ای)

پیغمبر اکرم (ص) از جوانى از صحابه‌ى خودشان خوششان آمد و براى او دعائى کردند و فرمودند: «اللّهمّ أمتِعهُ بِشَبابِه»؛(1) یعنى پروردگارا! او را از جوانىِ خود متمتّع کن، بهره‌مند کن. معلوم میشود همه‌ى جوانان از جوانىِ خود بهره‌مند نمیشوند که پیغمبر براى این جوان چنین دعائى را کرد. تمتع از جوانى، بهره‌مندى از جوانى به چه معناست؟ خطاست اگر خیال کنیم بهره‌مندى از جوانى به معناى لذت بردن از شهوات مادى جوانى است، سرگرمى‌هاى جوانى است، استفاده‌ى از لهویات در دوره‌ى جوانى است؛ این نیست بهره بردن از جوانى. در یک بیان دیگرى پیغمبر اکرم فرمودند: «ما مِن شابٍّ یَدَع لذّةَ الدّنیا و لَهوَها و أهرَمَ شبابَه فى طاعةِ الله الّا أعطاه اللهُ أجرَ اثنینِ و سبعینَ صِدّیقًا»؛(2) یعنى جوانى که دامن خودش را پاک نگه میدارد، از شهوات مادى دورى میگزیند، در پیش خداى متعال اجر هفتاد و دو صدّیق را دارد. «در جوانى پاک بودن شیوه‌ى پیغمبرى است». مثالى هم که خداى متعال به عنوان الگو در مقابل جوانان گذاشته است، یوسف پیغمبر است. تمتع از جوانى به این نیست؛ تمتع از جوانى این است که انسان - همچنان که در این حدیث هست - «اهرم شبابه فى طاعة الله»؛ جوانى را در اطاعت خدا بگذراند. اطاعت خدا هم فقط نماز خواندن نیست. البته نماز خواندن خیلى با فضیلت و مهم است و سازنده است، اما فقط این نیست. در عرصه‌ى وسیع زندگى، مصداقهاى زیادى براى اطاعت خدا هست؛ که یکى از مهمترین آنها ترک گناه است، آلوده نکردن دامن است. درس هم که شما میخوانید، اطاعت خداست؛ ابتکار هم که میورزید، اطاعت خداست؛ همین کارهائى که این جوانهاى عزیز اینجا گفتند - در زمینه‌ى مسائل شیمى، انرژى، علوم انسانى، پزشکى و غیره - تلاش در این راه‌ها، همه اطاعت خداست.

امام خامنه ای +

__________
1- بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج‏ 18، ص 12، ح 27
2- الأمالی، شیخ طوسی، ص 535

ولادت حضرت علی اکبر علیه السلام و روز جوان بر همگی مبارک


:: به تاریخ یکشنبه 91/4/11 ساعت 10:21 صبح

 

حضرت علی (ع) می فرمایند: هر کس با قرآن انس بگیرد، از جدایی دوستان وحشتی نخواهد داشت. ایشان همچنین در جواب گروهی که به هنگام سفر از ایشان توصیه ای خواسته بودند، فرمودند: اگر به دنبال مونسی می گردید، قرآن برایتان کافی است.

اللهم ارزقنا شفاعه القران فی الاخره  

 


کلیدواژه ها: قرآن(1)|
:: به تاریخ شنبه 91/4/10 ساعت 8:11 عصر

سالروز ولادت با سعادت فرخ لقای نگارخانه عاشورا

حضرت علی اکبر(علیه السلام) خجسته باد

.

حیدر ثانی بیامد یا نبی رخ می نماید

اکبر زیبای لیلا پرده از چهره گشاید

روی او روی محمد، بوی او بوی محمد

خلق او خلق عظیم و خوی او خوی محمد

ولادت حضرت علی اکبر(ع) و روز جوان رو به تموم جوونای جهان بویژه جوونای ناز ایران عزیز تبریک عرض می کنم.

من خیلی دوست دارم مثل حضرت علی اکبر و حضرت قاسم باشم روی این موضوع ساعت ها فکر کردم و حتی گاهی وقتا گریم گرفته. به نظر من میشه ماهم مثل اینا بشیم البته مثلشون نه ولی یه کم شبیهشون شیم.گار نشد نداره .

یا حضرت علی اکبر شما رو جون باباتون قسم میدم یه نگاهم به جوونای بحرینی کنید 


کلیدواژه ها: تبریک(16)|
:: به تاریخ جمعه 91/4/9 ساعت 9:27 عصر

در مسجد تنعیم محرم شدم. خودم برای اعمال عمره آماده کردم. اول رفتیم سراغ طواف عمره که انجام دادنش واجب بود. مشغول طواف بودم. دور اول که تمام شد احساس کردم یک نفر حوله احرامم را از پشت می کشد. اعتنا نکردم ادامه دادم. دیدم این بار محکم تر کشید. ایستادم از سمتی که طواف باطل نمیشه برگشتم و دیدم دوتا دختر عرب خوشگل(به چشم خواهری) بهم میگند "أِقرأ دعا معنا " دعا بخوان تا ما هم باهات تکرار کنیم. با خودم گفتم استغفرالله این جا دیگه جلوی چشمای خداست. نمیشه دست از پا خطا کرد.(شانس که نداریم چهارباغ اصفهان از این موقعیت ها پیش بیاد) بیخیال قبول کردم و ادامه دادیم. یکیشون سمت راست حوله و دیگری سمت چپ را گرفت و من دعا می خوندم و آنها با فصاحت بی نظیر بلند تکرار می کردند. خلاصه شش دور باقیمانده را باهم طواف کردیم. وقتی اونا یک دور باقیمانده را انجام دادن تشکر کردند بهشون گفتم أنتن شیعه. گفتند : نعم نحن سوری. خلاصه کلی حال کردیم. حسین جون انشالله از این خاطرات زیبا هم برای تو اتفاق بیفته. گل تقدیم شما


کلیدواژه ها:
:: به تاریخ جمعه 91/4/9 ساعت 8:27 عصر

در ساحل زندگی قدم می زدم. همه جا دو رد پا دیدم، جای پای من و خدا. به سخت ترین لحظه ها که رسیدم فقط یک جای پا دیدم. گفتم خدایا مرا در سخت ترین لحظه ها رها کردی؟؟!! ندا آمد: تو را در سخت ترین لحظه ها به دوش کشیدم.گل تقدیم شما


کلیدواژه ها:
:: به تاریخ جمعه 91/4/9 ساعت 8:4 عصر

 

حسین جان سلام. همین اول بگم از اینکه در آخرین لحظه ی قبل از پرواز بهم پیام دادی ازت ممنوم و خوشحالم که پیامی که من در جواب بهت دادم قبل از اینکه گوشیتو خاموش کنی بهت رسید. راستش حسین جان، این سفر تو باعث شده من خیلی به یاد مدینه بیفتم، برا همین دلم خواست یه بار دیگه از مدینه بنویسم. البته ناراحتم از اینکه قلم خوبی ندارم، ولی حالا برای این که عقده ی دلم وا شه مینویسم.

مدینه، شهر پیامبر، شهر فاطمه، شهر بقیع...
مدینه شهر عشق... شهر عاشقی.... شهر غربت...
آه.... آه... چقدر تو مدینه این کلمه می چسبه... آه.... آه.... تو مدینه آه که می کشی خود به خود اشکت در میاد...
از جوهر? العاصمه (هتل) که عزم زیارت می کنم، غسل زیارت که می کنم، وضو که می گیرم...
 وای... خدای من...
من این جا چه می کنم... تسبیحم را گرفتم دستم... آرام آرام از اتاق میام پائین...
توی راه به این دست فروشای کنار خیابون کاری ندارم... خریدامو گذاشتم برای بعد...
فقط دارم به این فکر می کنم که چطور برم زیارت که منو راه بدن... هر چی فکر می کنم چیزی به ذهنم نمیاد... جز اینکه میگم: ... و سجیّتکم الکرم ....    و عادتکم الاحسان.... و یا این آیه رو می خونم: ... و لو انهم اذ ظلموا انفسهم جاوک.....
دارم به مسجد النبی (صلی الله علیه و آله) نزدیک میشم.... اوه اصلا یادم نبود... راستی حاج صادق هم با منه...
خوش به حالش... چه دل پاکی داره.... بهش میگم صادق جان... برا منم دعا کن... میخنده....
به خودم قول داده بودم که از این درهایی که به نام اون سه تا متخلف ملعونه وارد نشم... برای همین باید برم دور بزنم تا از درای دیگه وارد شیم.... وقتی داشتم اون سه تا رو لعن می کردم حاجی بهم می گفت: بی انصاف یواش بگو میگیرنمون، میبرنمون ستاد امر به منکر و نهی از معرف ها...
بعدش با هم کلّی میخندیدم... گفتم که حاجی خیلی پسره باحالیه....
آروم آروم میرسم مقابل ضریح رسول گرامی اسلام... خیلی سخته تصوّرش...
الان که دارم این متنو مینویسم و به اون لحظه ها فکر میکنم... میبینم چه لحظه های خوبی بود...
دلم میخواد یه کم اینجا وایستم.... با پیامبر خدا حرف بزنم... درد دل کنم... ولی این نامردا نمیذارن...
برمیگردم کمی عقب تر وایمیستم و ...
گریه داره واقعا... خود به خود اشکت جاری میشه...
« و لمّا دخلوا علیه قالوا یا ایها العزیز مسّنا و اهلنا الضر و جئنا ببضاع? مزجاه ....»
و چند لحظه سکوت.....
......          .......                          .......
و حالا یا دریا گریه ....                  .....                    .....
و حالا یه دنیا التماس.....     .........                     .....                       .......
کم کم آرا م میشوم... جان میگیرم.... می ایستم.... راه می روم.... می رسم.... دوباره سلام می دهم.... و اجازه می گیرم... برای زیارت پاره ی تنش....
و حال از باب جبرئیل وارد می شوم...
و دوباره من.... با بغضی در گلو و آهی از سینه....
فریادی خاموش می زنم....که
السلام علیک یا فاطم? الزهراء....      ....        .....   
 


کلیدواژه ها: برگزیده(33)|
:: به تاریخ سه شنبه 91/4/6 ساعت 3:44 عصر
<   1   2   3   4   5   >  
رفقا [دات] آی آر
رفقا دات آی آر

امام علی علیه السلام: در گمراهی فرد همین بس که مردم را به چیزی امر کند که خود آن را به جا نمی آورد و از چیزی باز دارد که خود آن را ترک نمی کند.

«رفقا» وبلاگی است دوستانه، برای دور هم نگه داشتن دوستان صمیمیِ قدیمی. باشد که یکدیگر را «تا بهشت» همراهی کنیم... ان شاء الله.

تصویر برگزیده
تصویر برگزیده
ویژه ها
دفتر حفظ و نشر آثار امام خامنه ای

بیان معنوی - دفتر نشر آثار و اندیشه های حجة الاسلام علیرضا پناهیان

اسلام کوئست

سایت جامع فرهنگی مذهبی شهید آوینی Aviny.com

موسسه فرهنگی بیان هدایت نور

طرحی برای فردا

جامعه مجازی تدبر در قرآن کریم

خبرگزاری دانشجو
موسیقی وبلاگ
آمار وبلاگ
بازدید امروز 160 بار
بازدید دیروز 358 بار
مجموع بازدیدها 1125921 بار

تعداد مطالب وبلاگ 300 تا